محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
497
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : مرغى است از فاخته بزرگتر و سفيد و طوق گردن آن سياه و ناتمام و گردن و پاى آن بلند و گويند به جثه فاخته است و به فارسى بوتيمار نامند و گويند كبوتر برّى است و منتقار و پاى آن سرخ است و آنچه در هند و بنگاله ديده شده طوق گردن ندارد و تمام آن سفيد و منقار آن سفيد رنگ و پاهاى آن بلند باريك سياه رنگ و بعضى را مايل به زردى و بعضى را پرهاى سر آن بلندتر و اكثرى را كوتاهتر . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم و گويند خشكى بر آن غالب است . افعال و خواص آن : بغايت مسمن بدن و مجموع آن مستحيل به خون صالح مىگردد و مقوى قوّت ماسكه و حواس و موافق ناقهين و مفلوجين و زياده كننده قوّت حافظه و محرك باه و اكثار آن مضر محرورين و مورث بىخوابى ، مصلح آن سركه و گشنيز و مقوى فعل آن شير تازه دوشيده است و گويند بهتر آنست كه بعد از ذبح يك روز رها كنند و روز ديگر پخته بخورند و همچنين ساير طيور قويه را و بهترين آن كوچك فربه آنست و زياده از يك ساله آن و همچنين لاغر آن بسيار مضر است . شفنين البحرى به هندى ساكوچ و به فرنگى پستيتا كه مرين نامند . ماهيت آن : حيوانى دريايى است شبيه به خفاش در رنگ و بال و شكل و در دنباله آن نيشى مانند خار است . افعال و خواص آن : چون كسى را بگزد الم عظيم حادث گردد و چون نيش آن را در زير جامه خواب بگذارند مورث بىخوابى مفرط و دفن كردن آن در خانه موجب تفرقه اهل آن خانه و پاشيدن مسحوق سوخته آن بر دو كس باعث تفرقه و بغض ايشان و بدين سبب آن را حوت الشر نامند و گويند چون در بول كسى نيش آن را فرو برند باعث سوزش و درد عظيم صاحب بول شود و مادامى كه برنياورند رفع آن نشود . فصل الشين مع القاف شقاقل به فتح شين و دو قاف در ميان هر دو الف اول مفتوح و دويّم مضموم و در آخر لام و آن را شقاقل و ششقاقل و حشقاقل و شقيقل و هشقيقل نيز و به هندى ستالى و سوالى و دودهالى و كاكول و ستاور نيز نامند . ماهيت آن : بيخى است پر گره و با لزوجت و اندك شيرينى و به سطبرى انگشتى و دراز و سفيد رنگ و ساق گياه آن پر گره و بر هر گرهى برگى و ثمر آن به قدر نخودى سياه و پر از رطوبت سياهى و گل آن بزرگتر از بنفشه و منبت آن زير اشجار متراكمه و جاهاى نمناك و مستعمل بيخ آنست و قوّت آن تا چهار سال باقى مىماند . طبيعت آن : در اول گرم و در دويّم تر با رطوبت فضليه . افعال و خواص آن : مبهى و مفتح و قاطع بلغم و مقوى ظهر و مسخن معده و كبد و گرده . مضر اشتها و مصدع و مصلح آن عسل و مرباى آن با عسل بيغايله و مقوى ارواح و قوا و باه و زياده كننده منى . مقدار شربت آن : تا پنج درم . بدل آن : در تقويت باه حب الصنوبر و بوزيدان است . شقايق به فتح شين و قاف و الف و كسر ياى مثناة تحتانيه و قاف و آن را شقايق النعمان و به لاطينى به ياى دراز اتيلم يعنى گلى كه رنگ او زود متغير مىشود و به لغت كستيلان امايلس و به فارسى لاله نامند و در وجه تسميه و نسبت آن به نعمان گفتهاند براى مشابهت رنگ آن به شقيق برق است و نيز گفتهاند شبيه است به خون كه سرخ است و خون را نعمان نامند و نيز گفتهاند چون نعمان بن منذر آن را بسيار دوست مىداشت و اول كسى بود كه در خورنق اطراف قصر خود كاشته بود و نيز گفتهاند كه چون او آن را بسيار در خضابات استعمال مىنمود لهذا موصوف بدان نمودهاند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به خشخاش در نبات و برگ و گل و ثمر و دانه الا آنكه از آن در همه چيز كوچكتر و تخم آن ريزهتر و برّى و بستانى مىباشد و برگ بستانى آن از برّى ريزهتر و گل آن اكثر پنج برگ و صد برگ كه هزارا نامند نيز مىشود و الوان و افشان نيز . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : افيون حاصل از آن مانند آنكه از كوزه خشخاش اخذ مىنمايند بسيار قوى التخدير و السكر و به دستور دانه و پوست آن از دانه و پوست خشخاش . جاذب و ملطف و مفتح و جالى آثار و مجفف و آشاميدن گل خشك مسحوق آن به قدر دو درم با ميفختج جهت تسكين درد احشا و اعضا كه دفعتاً بهم رسيده باشد بسيار سريع الاثر و نفوخ آن قاطع رعاف در ساعت و ذرور آن حابس نزف الدم هر عضو و در مطبوخات صاحب جدرى در اوايل جهت تلطيف ماده و تصفيه آن و تفتيح مسام و بروز به ظاهر جلد نافع و آشاميدن طبيخ برگ و ساق آن كه با كاه جو پخته باشند مدر شير و بول و حيض و طلاى عصاره آن منقى چرك زخمها و رافع تقشر جلد و محلل ورم چشم و سعوط آن منقى رطوبات دماغى و قطور آن جالى بياض عين و به